<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مهندسی سیستم و بهره‌وری</title>
    <link>https://systems.eyc.ac.ir/</link>
    <description>مهندسی سیستم و بهره‌وری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 20 Feb 2027 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 20 Feb 2027 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ارزیابی چندمعیاره عملکرد مدیران بر پایه رهبری پایدار با به کارگیری رویکرد OPLO-POCOD</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_734248.html</link>
      <description>در دنیای امروز، با توجه به افزایش نوآوری‌ها، پیچیدگی‌های محیطی و سطح بالای عدم قطعیت در سازمان‌ها و جوامع، رویکردهای سنتی رهبری پاسخگوی چالش‌های معاصر نبوده و مفاهیم نوینی همچون &amp;amp;laquo;رهبری پایدار&amp;amp;raquo; در حال توسعه است. این رویکرد بر تعادل میان ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی تمرکز کرده و هدف آن ارتقای تاب‌آوری، مسئولیت‌پذیری و توسعه پایدار است. در این مطالعه، روش نوآورانه فاصله مختصات قطبی بر اساس فرصت‌های از دست رفته در حوزه تصمیم‌گیری چندمعیاره برای تحلیل و ارزیابی هجده تا از بهترین شرکت‌های بازرگانی در شرایط عدم قطعیت مورد بررسی قرار گرفته است. از مزایای این تکنیک، ضمن برخورداری از منطق قوی فرصت از دست رفته و اعتبارسنجی آن نسبت به سایر تکنیک‌ها، این است که می‌تواند به‌سادگی ارزیابی و رتبه‌بندی گزینه‌ها را انجام دهد. نتایج نشان می‌دهند که شرکت A2 با کمترین مقدار فرصت از دست رفته (DOL= 0.0199) در رتبه اول و شرکت A11 با بیشترین فرصت از دست رفته (DOL = 0.0808) در رتبه آخر در راستای رهبری پایدار قرار گرفته است. همچنین معیارهایی مانند سودآوری پایدار، سلامت و ایمنی کاری و مدیریت پسماندها، با کمترین فرصت از دست رفته و بیشترین عملکرد در رتبه‌های برتر جهت ارزیابی مدیران شرکت و عملکرد پایدار آن‌ها قرار دارند، در حالی که معیارهایی مانند رقابت‌پذیری در بازارها و حفظ منابع طبیعی نیازمند اصلاحات استراتژیک و بهبود عملکرد هستند. این تکنیک با ترکیب فرصت از دست رفته و استفاده از رویکرد فاصله در مختصات قطبی، دیدگاه منحصربه‌فردی را در ارزیابی و رتبه‌بندی فراهم می‌کند؛ به طوری که فاصله کمتر نشان‌دهنده فرصت از دست رفته کمتر است. این موضوع، درک و مقایسه گزینه‌ها را برای تصمیم‌گیرندگان و مدیران آسان‌تر می‌کند و منجر به تصمیم‌گیری دقیق‌تر و مؤثرتر در حوزه‌های مختلف می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرگذاری رسانه اجتماعی سازمانی بر بهره‌وری کارکنان با در نظر گرفتن نقش میانجی‌گری خودکارآمدی و تعدیل‌کنندگی جو غیرمدنی محیط کار</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_735208.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی اثرگذاری استفاده از رسانه‌های اجتماعی سازمانی بر بهره‌وری کارکنان با در نظر گرفتن نقش میانجی خودکارآمدی و نقش تعدیل‌گر جو غیرمدنی محیط کار در شرکت‌های همکاران سیستم، شاتل و شرکت دانش‌بنیان فناوران سپهر ماهان است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش‌شناسی در زمره پژوهش‌های توصیفی-همبستگی طبقه‌بندی می‌شود. جامعه آماری پژوهش 565 نفر از کارکنان سه شرکت مذکور بود. طراحی نمونه‌گیری پژوهش به‌صورت چندمرحله‌ای (هدفمند &amp;amp;ndash; هدفمند &amp;amp;ndash; تصادفی ساده) اجرا گردید. به‌منظور تعیین حجم نمونه، ابتدا با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 229 نفر برآورد شد که در نهایت 210 پرسشنامه معتبر و قابل تحلیل جمع‌آوری گردید (نرخ بازگشت مؤثر 92 درصد). داده‌ها نیز با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد شامل 35 گویه گردآوری و با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرم‌افزارهای SmartPLS و SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات پژوهش نشان داد که استفاده از رسانه اجتماعی سازمانی بر بهره‌وری کارکنان و همچنین بر خودکارآمدی تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین خودکارآمدی بر بهره‌وری کارکنان تأثیر مثبت و معناداری بر جای می گذارد. بررسی اثر غیرمستقیم با روش بوت‌استرپ نشان داد که رسانه اجتماعی سازمانی از طریق نقش میانجی خودکارآمدی بر بهره‌وری تأثیر مثبت و معناداری دارد و نوع میانجی‌گری از نوع جزئی است. طبق یافته‌های این پژوهش، جو غیرمدنی محیط کار رابطه بین رسانه اجتماعی سازمانی و بهره‌وری را تعدیل نمی‌کند  و اندازه اثر بسیار کوچک برای این رابطه، عدم وجود تعدیل‌گری در این رابطه را تأیید می‌کند. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، رهبران کسب‌وکارها می‌توانند با پیاده‌سازی و استفاده از رسانه اجتماعی سازمانی در سازمان، ضمن بهبود خودکارآمدی، زمینه افزایش بهره‌وری کارکنان را فراهم آورند و در محیط رقابتی و پویای امروزی، مزیت رقابتی خود را نسبت به رقبا حفظ کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل پیش‌بینی نرخ پذیرش محصول در تولید ناب با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_735344.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر طراحی یک مدل داده‌محور و پیش‌بینانه برای پیش‌بینی نرخ پذیرش محصول در محیط تولید ناب با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی است. در گام نخست، متغیرهای بالقوه مؤثر بر پذیرش محصول از طریق مرور نظام‌مند ادبیات و اخذ دیدگاه خبرگان حوزه تولید ناب و مدیریت کیفیت شناسایی شد. سپس، انتخاب نهایی متغیرهای ورودی با بهره‌گیری از روش دلفی فازی انجام گرفت. در ادامه، ۴۸۰۰ داده استخراج‌شده از خطوط تولید صنایع غذایی طی یک بازه زمانی دوساله به‌عنوان داده‌های کمی پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. مدل پیش‌بینی بر پایه شبکه عصبی مصنوعی پیش‌خور طراحی و آموزش داده شد و عملکرد آن با چند مدل رگرسیونی مرجع شامل رگرسیون خطی، درخت تصمیم، جنگل تصادفی و ماشین بردار پشتیبان مقایسه گردید. نتایج نشان داد که مدل شبکه عصبی مصنوعی با ضریب تعیین ۰٫۸۸، عملکرد دقیق‌تری نسبت به مدل‌های مرجع دارد و توانایی بالایی در مدل‌سازی روابط غیرخطی میان متغیرهای کیفی و فرایندی و نرخ پذیرش محصول ارائه می‌دهد. همچنین تحلیل اهمیت متغیرها نشان داد کیفیت مواد اولیه و درصد ضایعات تولید بیشترین نقش را در پیش‌بینی نرخ پذیرش محصول ایفا می‌کنند. یافته‌ها بیانگر آن است که بهبود تک‌بعدی یک عامل به‌تنهایی تضمین‌کننده افزایش پذیرش محصول نیست و مدیریت هم‌زمان چند متغیر کلیدی برای دستیابی به نتایج پایدار ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی روابط بین عوامل مؤثر بر فرآیند توسعه خانواده محصول چابک (مطالعه موردی: شرکت سایپا)</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_735684.html</link>
      <description>در چشم‌انداز رقابتی امروز، شرکت‌های تولیدی با فشارهای فزاینده‌ای برای تأمین سریع نیازهای مشتریان، هم‌زمان با کاهش هزینه‌ها و کاهش چرخه عمر محصول مواجه هستند. در پاسخ استراتژیک به این وضعیت، مفهوم &amp;amp;laquo;توسعه خانواده محصول چابک&amp;amp;raquo; مطرح شده است تا به شرکت‌ها امکان دهد انواع مختلفی از محصولات مرتبط را که اجزای مشابهی دارند تولید کنند؛ بدین منظور که بتوانند بخش‌های مختلف بازار را سریع‌تر و پیش از رقبا جذب کنند. با این حال، کارآمدی این فرآیند معمولاً به‌دلیل عدم درک روابط علّی و معلولی بین عوامل مؤثر بر آن محدود شده است. این مطالعه با تمرکز بر صنعت خودروسازی و به‌ویژه شرکت خودروسازی ایرانی سایپا درصدد رفع این شکاف است. اولین هدف این پژوهش، شناسایی عوامل کلیدی موفقیت در فرآیند توسعه خانواده محصول بود و سپس، مدل‌سازی روابط علّی و معلولی بین این عوامل به‌منظور تدوین یک نقشه راه برای افزایش چابکی در توسعه خانواده محصول در بخش خودروسازی ایران. روش تحقیق، کاربردی بود و از روش توصیفی&amp;amp;ndash;پیمایشی در آن استفاده شد. با مرور ادبیات، ۲۹ عامل کلیدی در توسعه خانواده محصول چابک شناسایی شد که در پنج گروه اصلی طبقه‌بندی شدند. سپس، روش نگاشت مفهومی فازی برای مدل‌سازی روابط علّی و معلولی بین عوامل شناسایی‌شده، بر اساس پاسخ‌های گردآوری‌شده از پرسش‌نامه‌های توزیع‌شده بین ۱۶ نفر از مدیران و کارشناسان خبره شرکت سایپا به‌کار گرفته شد. مدل ارائه‌شده به مدیران پیشنهاد می‌کند که با تمرکز بر روابط علّی و معلولی موجود در مدل، بتوانند به نیازهای مشتریان، با حفظ کیفیت بالا، هزینه پایین و چرخه توسعه محصول کوتاه، پاسخ دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل سیگموید انطباقی پویا جهت اندازه‌گیری تاب‌آوری جامعه ایران در مقابل مؤلفه اقتصادی تهدید نرم</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_736104.html</link>
      <description>در جهان پیچیده امروز، تهدیدهای نرم به‌ویژه در عرصه اقتصادی به ابزاری راهبردی برای اعمال فشار و بی‌ثبات‌سازی کشورها تبدیل شده‌اند. در این میان، تاب‌آوری اقتصادی به‌عنوان توانایی سیستم‌های ملی در حفظ پایداری، سازگاری و بازگشت‌پذیری در برابر فشارها، تحریم‌ها و بحران‌ها، اهمیتی حیاتی یافته است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و ارائه الگویی نوین برای سنجش تاب‌آوری اقتصادی ایران انجام شده است. ابتدا با مرور مبانی نظری و پیشینه پژوهش، ابعاد و شاخص‌های کلیدی تاب‌آوری اقتصادی شناسایی و دسته‌بندی گردید. سپس با استفاده از روش‌های استانداردسازی، هم‌جهت‌سازی و وزن‌دهی شاخص‌ها، امکان ترکیب آنها در قالب شاخصی جامع فراهم شد. در ادامه، مدل ابتکاری مبتنی بر تابع سیگموید انطباقی پویا به‌کار گرفته شد تا علاوه بر نمایش مرزهای حساسیت و آستانه‌های پویای اقتصاد، امکان تحلیل رفتار تطبیقی و سناریوهای مختلف نیز میسر گردد. یافته‌های تحقیق بیانگر آن است که الگوی پیشنهادی نسبت به روش‌های متداول همانند تجمیع وزنی انعطاف‌پذیری و دقت بالاتری در بازنمایی وضعیت واقعی اقتصاد ایران دارد. جواب روش ابتکاری این تحقیق به سیاست‌گذاران این امکان را می‌دهد که در مواجهه با تحریم‌ها و تهدیدهای نرم، تصمیم‌هایی دقیق‌تر، سریع‌تر و مبتنی بر شواهد اتخاذ کنند. نوآوری اصلی تحقیق، طراحی چارچوبی بومی و پویا برای سنجش تاب‌آوری اقتصادی ایران است که علاوه بر غنای ادبیات موضوع، قابلیت تعمیم به سایر کشورها را نیز دارا می‌باشد. نتایج این مطالعه می‌تواند به‌عنوان مبنای علمی برای مقاوم‌سازی ساختار اقتصادی کشور، ارتقای امنیت ملی و افزایش توان چانه‌زنی در عرصه بین‌الملل مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پایش هم‌زمان بردار میانگین و ماتریس کوواریانس فرآیندهای چندمتغیره با استفاده از نمودارهای نسبت درست‌نمایی تعمیم‌یافته چندمتغیره و ماکزیمم چندمتغیره تحت مشاهدات مرجع محدود</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_736117.html</link>
      <description>در بسیاری از کاربردهای واقعی کنترل کیفیت آماری، کیفیت محصول بر حسب چندین مشخصه کیفی همبسته توصیف شده جایی که وقوع عامل انحراف اغلب منجر به تغییرات توأم در بردار میانگین و ماتریس کوواریانس این مشخصه‌ها می‌شود. از سوی دیگر، در فاز 1 به دلایلی نظیر هزینه‌های بالای نمونه‌گیری، محدودیت زمانی راه‌اندازی فرآیند و تولیدات کوتاه‌مدت یا سفارشی، معمولاً تعداد کافی نمونه‌های مرجع برای برآورد پارامترهای توزیع و تعیین حدود کنترل در دسترس نیست. از این رو، این مقاله برای پایش همزمان بردار میانگین و ماتریس کوواریانس در شرایطی که تنها یک نمونه مرجع فاز 1 در دسترس باشد تمرکز می‌کند. برای این منظور، ابتدا الگوریتمی مبتنی بر روش بوت‌استرپ توسعه می‌یا‌بد که بردار میانگین، ماتریس کوواریانس و حدود کنترل دو نمودار نسبت درست‌نمایی تعمیم‌یافته چندمتغیره و ماکزیمم چندمتغیره را در فاز 1 تخمین می‌زند. سپس رویکردهای نظارت برخط در فاز 2 طراحی می‌شوند تا اثر خطای تخمین پارامتر و حدود کنترل بر توان نمودارهای ذکر شده مورد ارزیابی قرار گیرد. نتایج شبیه‌سازی‌های گسترده مونت‌کارلو نشان می‌دهد که الگوریتم بوت‌استرپ پیشنهادی، با وجود تکیه بر یک نمونه مرجع، برآوردهای دقیقی از پارامترهای توزیع و حدود کنترل فراهم می‌کند. همچنین مشخص می‌شود که با افزایش تعداد نمونه‌های بوت‌استرپ، شاخص‌های مرتبط با دقت برآورد پارامترها به‌تدریج به مقادیر هدف نزدیک‌تر می‌شوند. تحلیل شاخص‌های متوسط، انحراف معیار و میانه طول دنباله در سناریوهای مختلف تغییر نیز نشان می‌دهد که خطای تخمین بر عملکرد هر دو نمودار نسبت درست‌نمایی تعمیم‌یافته چندمتغیره و ماکزیمم چندمتغیره در فاز 2 اثرگذار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی موانع و راهبردهای پذیرش نوآوری باز در کسب‌وکارهای اینترنتی: رویکرد نظریه داده‌بنیاد</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_737139.html</link>
      <description>شرکت‌های کوچک مبتنی بر اینترنت، اغلب با چالش‌های متعددی ازجمله کمبود چابکی برای همگام شدن با تغییرات سریع فناوری، فقدان تخصص لازم برای فرآیندهای نوآوری پیچیده، و نداشتن ظرفیت مالی برای پوشش هزینه‌های بالای نوآوری مواجه هستند. بااین‌حال، این شرکت‌ها می‌توانند از طریق همکاری‌های راهبردی با ذینفعان خارجی، بر موانع نوآوری غلبه کرده، زمان ورود به بازار را کاهش دهند و هزینه‌های عملیاتی خود را بهینه سازند. این پژوهش با اتخاذ رویکرد کیفی نظریه داده‌بنیاد، یک چارچوب نظری برای پذیرش موفقیت‌آمیز نوآوری باز در کسب‌وکارهای کوچک مبتنی بر اینترنت تدوین می‌کند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با شش تن از بنیان‌گذاران شرکت‌ها در تهران جمع‌آوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. این تحلیل منجر به شناسایی ۹ دسته اصلی و 7۷ زیردسته شد که فرآیند پذیرش نوآوری باز را تبیین می‌کنند. یافته‌ها نشان می‌دهند که عواملی مانند فشار رقابتی و تغییرات فناورانه به‌عنوان محرک‌های علی عمل می‌کنند، درحالی‌که آگاهی مدیریتی، فرهنگ‌سازمانی و موانع داخلی بر فرآیند پذیرش تأثیر می‌گذارند. علاوه بر این، دسترسی به زیرساخت‌های نهادی و فناورانه، اجرای استراتژی‌های نوآوری باز مانند همکاری خارجی و اشتراک دانش را شکل می‌دهد که در نهایت منجر به نتایجی چون کاهش ریسک نوآوری، تسریع چرخه‌های نوآوری، بهبود دسترسی به دانش خارجی و افزایش مزیت رقابتی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهینه‌سازی استوار شبکه لجستیک دارو در شرایط بحران با رویکرد قابلیت اطمینان</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_736966.html</link>
      <description>در این مقاله، یک مدل برنامه‌ریزی خطی عدد صحیح برای طراحی شبکه لجستیک دارو در دو فاز آمادگی و واکنش بحران ارائه می‌شود. در فاز آمادگی، تصمیمات مکان‌یابی انبارهای مرکزی، محلی و پشتیبان، تعیین ظرفیت، مدیریت موجودی داروهای فسادپذیر و تخصیص ناوگان اتخاذ می‌گردد. در فاز واکنش، با توجه به احتمال خرابی مسیرها، انبارهای موقت فعال شده و مسیریابی و توزیع به صورت پویا و چنددوره‌ای انجام می‌شود. مدل پیشنهادی سه هدف کاهش زمان خدمت‌رسانی، کاهش هزینه‌های تسهیلات و افزایش قابلیت اطمینان زنجیره را دنبال می‌کند. برای مدلسازی عدم قطعیت در پارامترهایی نظیر تقاضا و وضعیت مسیرها، از رویکرد بهینه‌سازی استوار مبتنی بر سناریو استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که مدل قادر است در شرایط بحرانی با بیشترین سطح تقاضا، موجودی انبار مرکزی را به طور کامل تخصیص داده و از بروز کمبود جلوگیری کند. تخصیص بالای ناوگان به انبار پشتیبان، نقش محوری این تسهیلات در تاب‌آوری شبکه را نشان می‌دهد. تحلیل حساسیت نیز حاکی از آن است که سرمایه‌گذاری در مقاوم‌سازی انبارها نه تنها قابلیت اطمینان را افزایش می‌دهد، بلکه هزینه‌های خرید و نگهداری دارو را نیز به طور قابل توجهی کاهش می‌دهد. با توجه به NP-hard بودن مسئله، مدل در ابعاد کوچک با نرم‌افزار گمز و در ابعاد بزرگ با الگوریتم ژنتیک با مرتب‌سازی نامغلوب (NSGA-II) حل شده است. مقایسه نتایج نشان می‌دهد الگوریتم فراابتکاری در ابعادی که روش دقیق قادر به حل نیست، جواب‌های پارتویی با کیفیت قابل قبول ارائه می‌دهد. انجام مطالعه موردی با داده‌های واقعی به عنوان گامی ضروری برای تحقیقات آتی پیشنهاد می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مسئله مسیریابی وسایل نقلیه با مشتری متحرک: مدل‌سازی با در نظر گرفتن عدم‌قطعیت مکان مشتری در یک ناحیه جغرافیایی</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_736955.html</link>
      <description>مسئله مسیریابی وسایل نقلیه با مکان‌های متحرک و تصادفی مشتریان (VRPMSCL) دیدگاه جدیدی را برای مدل‌سازی مسائل مسیریابی وسیله نقلیه معرفی می‌کند. در عمل، پس از اینکه مشتری سفارشی ثبت می‌کند و ارائه‌دهنده خدمات شروع به برنامه‌ریزی مسیرهای تحویل می‌کند، مشتریان لزوماً در مکان‌های اولیه خود باقی نمی‌مانند. در عوض، ممکن است در یک منطقه جغرافیایی حرکت کنند و مکان‌های دقیق آنها از عدم قطعیت برخوردار باشد. در مسئله مسیریابی وسایل نقلیه کلاسیک (VRP)، فرض می‌شود که مکان‌های مشتریان از قبل ثابت و شناخته شده هستند و مسیرهای تحویل بر این اساس برنامه‌ریزی می‌شوند. بنابراین، اجازه دادن به مشتریان برای حرکت در یک منطقه جغرافیایی پس از ثبت سفارش، اساساً مفهوم سنتی مکان ثابت مشتری در VRP کلاسیک را به چالش می‌کشد و عدم قطعیت را در فرآیند مسیریابی بوجود می‌آورد. اگرچه این رویکرد می‌تواند راحتی و رضایت مشتری را افزایش دهد، اما پیچیدگی برنامه‌ریزی برای تحویل را نیز افزایش می‌دهد زیرا ارائه‌دهنده خدمات باید با عدم قطعیت در مکان های مشتریان مقابله کند. این مقاله یک چارچوب مدل‌سازی ریاضی برای مدل VRPMSCL ارائه می‌دهد تا مسیریابی وسایل نقلیه را تحت عدم قطعیت در مکانهای مشتریان در یک منطقه جغرافیایی، بررسی کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل موانع توسعه نگهداری و تعمیرات پیش‌بینانه پایدار در تجهیزات صنعتی مجتمع‌های پتروشیمی با FDM-DEMATEL (یک مطالعه موردی)</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_737703.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل موانع استقرار نگهداری و تعمیرات پیش‌بینانه پایدار در تجهیزات صنعتی یک مجتمع پتروشیمی است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی&amp;amp;ndash;پیمایشی است. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه و با مشارکت شش خبره در صنعت پتروشیمی، که به روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی انتخاب شدند، گردآوری شد. ابتدا، 25 مانع اولیه استخراج‌شده از ادبیات در دو دور دلفی فازی ارزیابی شد که از میان آن‌ها، 21 مانع در پنج بعد سازمانی، اجتماعی، زیست‌محیطی، فناورانه و مالی تأیید شدند. سپس، روابط علّی&amp;amp;ndash;معلولی موانع با روش دیمتل در دو سطح تحلیل شد. نتایج نشان داد که موانع اجتماعی و فناورانه، به ترتیب با مقادیر تأثیر خالص 653/1 و 178/1، ابعاد علّی مدل هستند؛ درحالی‌که موانع زیست‌محیطی، سازمانی و مالی به ترتیب با مقادیر 737/1-، 816/0- و 278/0- در گروه ابعاد تأثیرپذیر قرار گرفتند. در سطح درون‌بعدی نیز، &amp;amp;laquo;عدم وجود استراتژی نگهداشت سبز&amp;amp;raquo; با مقدار 337/1، &amp;amp;laquo;عدم آگاهی از اهمیت نگهداری&amp;amp;raquo; با مقدار 634/0، &amp;amp;laquo;ناآگاهی ذی‌نفعان از نگهداشت سبز&amp;amp;raquo; با مقدار 143/1، &amp;amp;laquo;کمبود متخصص برای نگهداری فناوری سبز&amp;amp;raquo; با مقدار 731/0 و &amp;amp;laquo;نگرانی درباره توقف تولید&amp;amp;raquo; با مقدار 654/0، بیشترین تأثیر خالص را در میان عوامل علّی هر بعد داشتند و نقش بازدارنده در توسعه نگهداری و تعمیرات پیش‌بینانه پایدار در تجهیزات صنعتی مجتمع‌های پتروشیمی دارند. یافته‌ها بر ضرورت تدوین راهبرد نگهداشت سبز، ارتقای آگاهی و مهارت کارکنان و ذی‌نفعان، توسعه قابلیت‌های فناورانه و مدیریت ریسک توقف تولید تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توسعه مدل ریاضی چندهدفه برای مسئله انتخاب و زمان‌بندی پروژه‌ها با درنظرگرفتن شبکه ریسک‌های پروژه و محدودیت منابع</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_737712.html</link>
      <description>در شرایط رقابتی و با عدم‌قطعیت بالا، سازمان‌ها ناگزیر به تصمیم‌گیری همزمان در خصوص انتخاب پروژه‌ها و زمان‌بندی اجرای آن‌ها تحت محدودیت منابع و مواجهه با ریسک‌های پیچیده هستند. بسیاری از مدل‌های موجود در ادبیات، ریسک پروژه‌ها را به‌صورت مستقل در نظر گرفته و تعاملات شبکه‌ای میان ریسک‌ها را نادیده می‌گیرند؛ در حالی‌که در دنیای واقعی، وقوع یک ریسک می‌تواند احتمال و شدت سایر ریسک‌ها را تشدید کند. این تحقیق بر آن است تا با طراحی یک چارچوب نوین ریاضی، به مدیران کمک کند تا از بین پروژه‌های متعدد، بهترین ترکیب را برگزینند و فعالیت‌ها را بنحوی زمان‌بندی نمایند که ضمن دستیابی به حداکثر بازدهی مالی، زمان اجرای کلی را به حداقل برسانند و اثرات مخرب ریسک‌های به‌هم‌پیوسته را مهار سازند. از اینرو در پژوهش حاضر، یک مدل ریاضی چندهدفه عدد صحیح مختلط برای مسئله یکپارچه انتخاب و زمان‌بندی سبد پروژه‌ها با درنظرگرفتن شبکه ریسک و محدودیت منابع ارائه می‌شود. به‌منظور مدل‌سازی وابستگی بین ریسک‌ها، از شبکه بیزی استفاده شده و احتمالات شرطی ریسک‌ها در ساختار تصمیم‌گیری لحاظ گردیده است. به‌دلیل ماهیت غیرخطی و پیچیدگی محاسباتی مدل، ابتدا روابط غیرخطی، خطی‌سازی شده و سپس مدل با بهره‌گیری از الگوریتم ژنتیک و روش اپسیلون محدودیت تقویت‌شده حل می‌شود. ارزیابی عملکرد مدل از طریق مطالعات عددی در مقیاس‌های مختلف نشان می‌دهد که رویکرد پیشنهادی قادر است جبهه پارتوی متنوع و باکیفیتی ارائه دهد و نقش مؤثری در بهبود تعادل میان سود، زمان و ریسک پروژه‌ها ایفا نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زمان‌بندی یکپارچه کامیون‌ها و عملیات داخلی در انبار متقاطع چند درب با ماشین‌های فرایندی بازپیکربندی‌پذیر</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_737800.html</link>
      <description>پایانه‌های انبار متقاطع از طریق کاهش نگهداری موجودی و کوتاه‌سازی زمان تحویل، نقش مهمی در بهبود کارایی لجستیکی ایفا می‌کنند. در یک پایانه انبار متقاطع، محصولات معمولاً بدون ورود به فرایند ذخیره‌سازی بلندمدت، به‌طور مستقیم از کامیون ورودی به کامیون خروجی منتقل می‌شوند. اگرچه مطالعات متعددی درباره تصمیم‌های زمان‌بندی کامیون‌ها در پایانه‌های انبار متقاطع انجام شده است، بیشتر این مطالعات بر تخصیص درب‌ها، توالی‌دهی کامیون‌ها و ذخیره‌سازی موقت تمرکز داشته‌اند. در مقابل، عملیات پردازش داخلی که میان مراحل تخلیه و بارگیری انجام می‌شود، غالباً ساده‌سازی شده یا به‌صورت منبعی همواره در دسترس فرض شده است. برای کمک به رفع این محدودیت، در این پژوهش یک مدل برنامه‌ریزی خطی عددصحیح مختلط جدید برای یک پایانه انبار متقاطع چند درب مجهز به تجهیزات پردازشی بازپیکربندی‌پذیر پیشنهاد می‌شود. در سیستم انبار متقاطع پیشنهادی، محصولات ابتدا باید یک عملیات داخلی (برچسب‌گذاری، بازبسته بندی، بازرسی و ...) را طی کنند تا متناسب با پیکربندی مناسب ماشین مربوطه پردازش شوند؛ سپس برای بارگیری در کامیون خروجی، به درب خروجی مناسب منتقل می‌گردند. نتایج محاسباتی نشان می‌دهد که مدل پیشنهادی قادر است وابستگی متقابل میان تخصیص درب، زمان‌بندی کامیون‌ها، تخصیص دسته‌های محصول به ماشین‌های پردازشی و تصمیمات پیکربندی را به‌صورت یکپارچه نمایش دهد. نتایج نشان می‌دهد که هماهنگی یکپارچه میان تخصیص درب، زمان‌بندی کامیون‌ها و پردازش داخلی برای کاهش جریمه دیرکرد کامیون‌های خروجی ضروری است. تحلیل حساسیت بیانگر آن است که زمان پردازش داخلی مهم‌ترین گلوگاه عملیاتی سیستم است و افزایش تعداد درب‌ها، پس از یک سطح مشخص، اثر کاهشی محدودی دارد. همچنین، ماشین‌های بازپیکربندی‌پذیر با افزایش انعطاف در تخصیص دسته‌های محصول به منابع پردازشی، می‌توانند عملکرد پایانه را بهبود دهند. همچنین بیان شد که در حالتی که ماشین‌های پردازش به شکل ساده در مدل آورده شوند به نسبت حالتی که ماشین‌ها قابلیت بازپیکربندی داشته باشند به طور میانگین 34% هزینه بیشتری را به مدل تحمیل می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین چارچوب مهارتی برای ارتقای قابلیت اشتغال‌پذیری دانشجویان مدیریت در محیط‌های کاری شرکت‌های نوپا و آزادکاری</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_737823.html</link>
      <description>پرسش درباره مهارت‌های موردنیاز برای ورود به بازار کار و بهره‌گیری از فرصت‌های شغلی نوپدید، به‌ویژه در محیط‌های کاری شرکت‌های نوپا و آزادکاری، در سال‌های اخیر به یکی از دغدغه‌های مهم دانشجویان مدیریت تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف تدوین چارچوب مهارتی برای افزایش هم‌راستایی آموزش دانشگاهی با نیازهای بازار کار و بهبود قابلیت اشتغال‌پذیری دانشجویان مدیریت در محیط‌های کاری شرکت‌های نوپا و آزادکاری انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون آتراید-استرلینگ اجرا شد. داده‌های پژوهش از سه منبع شامل ادبیات نظری، وب‌سایت‌های تخصصی حوزه شرکت‌های نوپا و آزادکاری، و دانشجویان رشته مدیریت دانشگاه میبد گردآوری شد. در بخش دانشجویی، داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های حاوی پرسش‌های باز و بسته و همچنین مصاحبه‌های نیمه‌ساخت‌یافته جمع‌آوری شدند. نمونه پرسشنامه شامل دانشجویان ورودی‌های جدید رشته مدیریت بود که به روش در دسترس انتخاب شدند و مشارکت‌کنندگان مصاحبه نیز از میان دانشجویان دارای تجربه کاری و فعالیت در شرکت‌های نوپا و آزادکاری و به روش گلوله‌برفی انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از فرایند کدگذاری و تحلیل مضمون موردبررسی قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که مهارت‌های موردنیاز دانشجویان برای فعالیت در محیط‌های شرکت‌های نوپا و آزادکاری در سه دسته اصلی مهارت‌های نرم، مهارت‌های سخت و مهارت‌های دیجیتال قابل‌طبقه‌بندی هستند. نتایج همچنین حاکی از آن است که ادبیات نظری بیشتر بر مهارت‌های نرم و شناختی تأکید دارد، درحالی‌که نیازهای بازار کار بر مهارت‌های سخت و دیجیتال متمرکز است و دانشجویان نیز اهمیت بیشتری برای مهارت‌های ابزاری و دیجیتال قائل هستند. بر این اساس، بازنگری در برنامه‌های آموزشی، تقویت آموزش‌های مهارت‌محور و تلفیق مهارت‌های دیجیتال با دانش تخصصی مدیریت می‌تواند زمینه تربیت دانش‌آموختگانی را فراهم سازد که از شایستگی‌های لازم برای فعالیت مؤثر در اقتصاد دیجیتال برخوردار باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل خدمت‌دهی تضمین‌شده مبتنی بر عدالت برای استقرار موجودی اطمینان در شبکه‌های چندسطحی تحت محدودیت بودجه و ظرفیت: کاربردی در لجستیک انتخابات</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_738244.html</link>
      <description>این مقاله یک مدل خدمت‌دهی تضمین‌شده برای استقرار راهبردی موجودی اطمینان در یک شبکه توزیع چندسطحی ارائه می‌دهد. برخلاف مدل‌های رایج خدمت‌دهی تضمین‌شده که با هدف حداقل‌سازی هزینه طراحی شده‌اند، این مدل در شرایط بودجه‌ی ثابت، به دنبال حداکثر‌سازی کمترین سطح خدمت ارائه‌شده به تمام گره‌ها است. به این منظور، مدل برنامه‌ریزی خطی عدد صحیح مختلط با ضرایب مواجهه با ریسک از پیش محاسبه‌شده در الگوریتم دوبخشی قرار داده شد تا مسئله حداکثر-حداقل به‌صورت دقیق حل شود. کارایی مدل بر روی شبکه توزیع چهارسطحی انتخابات در ایران، شامل سه استان با شرایط جغرافیایی و جمعیتی متفاوت، مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان می‌دهد که تحت بودجه‌ای واقع‌بینانه، مدل قادر است سطح خدمت یکنواخت ۹۹ درصدی را محقق سازد که عملکرد آن به‌مراتب بهتر از رویۀ رایج مبتنی بر ۱۰ درصد موجودی اطمینان ثابت است. همچنین، تحلیل‌ها نشان می‌دهد که افزایش فاصله میان مراکز توزیع محلی و نقاط تقاضا، کارایی تجمیع ریسک را کاهش داده و بخش بیشتری از موجودی اطمینان را به سطوح پایین‌دست شبکه منتقل می‌کند. علاوه بر این، تحلیل انجام‌شده هزینه عدالت را کمی‌سازی می‌کند و نشان می‌دهد که برای تضمین دسترسی برابر به منابع، چه میزان کاهش کارایی باید پذیرفته شود. در نتیجه، این پژوهش ابزاری دقیق در اختیار تصمیم‌گیرندگان قرار می‌دهد تا بتوانند در شبکه‌های چندسطحی دارای محدودیت منابع، میان عدالت و هزینه تعادل برقرار کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل ارزیابی کیفیت خدمات سفارشی‌سازی‌شده با رویکرد تحلیل استراتژی‌ها و شناسایی چالش‌های اجرایی</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_738355.html</link>
      <description>در عصر حاضر، سفارشی‌سازی خدمات از یک مزیت رقابتی انتخابی به یک ضرورت حیاتی برای بقای سازمان‌ها تبدیل شده است. بااین‌حال، مرور نظام‌مند ادبیات نشان می‌دهد که الگویی مدون برای ارزیابی کیفیت خدمات در شرایط سفارشی‌سازی شده وجود ندارد و فقدان چارچوبی که هم‌زمان کیفیت بالا و انطباق با نیازهای منحصربه‌فرد مشتری را پوشش دهد، به‌عنوان خلأ پژوهشی اصلی احساس می‌گردد. هدف این پژوهش، طراحی مدلی جامع برای ارزیابی کیفیت خدمات سفارشی‌سازی‌شده به‌منظور تحلیل استراتژی‌های موجود و شناسایی چالش‌های اجرایی سازمان‌ها می‌باشد. این پژوهش کاربردی و توصیفی-تحلیلی با رویکرد پیمایشی است. جامعه آماری مشتریان فعال در پلتفرم‌های تجارت الکترونیک بوده و. روش نمونه‌گیری در این پژوهش از نوع غیرتصادفی هدفمند است. تعیین حجم نمونه بر اساس قاعده‌ی سرانگشتی رایج در پژوهش‌های مبتنی بر مدل‌سازی معادلات ساختاری صورت گرفته است. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی محتوا و پایایی (آلفای کرونباخ 845/0) آن تأیید شد. داده‌ها با آزمون کلموگروف-اسمیرنوف و رگرسیون خطی چندگانه به روش گام‌به‌گام تحلیل شد. همچنین برای تأیید اعتبار مدل از روش معادلات ساختاری با نرم‌افزار SmartPLS استفاده گردید. یافته‌های روش معادلات ساختاری نشان داد از میان ۱۱ شاخص شناسایی‌شده، &amp;amp;laquo;آگاهی از انتظارات مشتری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مدیریت قوی سازمانی&amp;amp;raquo; بیشترین نقش را در پیش‌بینی کیفیت خدمات سفارشی‌سازی‌شده دارند. همچنین کلیه ابعاد یازده‌گانه تأثیر معناداری بر متغیر وابسته نشان دادند. نتایج این مطالعه می‌تواند مبنایی برای تدوین راهبردهای عملیاتی در سازمان‌های خدماتی جهت تحقق هم‌زمان کیفیت بالا و سفارشی‌سازی اثربخش قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهینه‌سازی قابلیت دسترسی با افزونگی مختلط در سیستم توزیع انرژی الکتریکی در یک شناور با در نظر گرفتن اشتراک‌گذاری بار</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_738414.html</link>
      <description>قابلیت اطمینان و قابلیت دسترسی از مهم‌ترین ویژگی‌های قطعات و سیستم‌هاست و همواره تلاش‌ها در راستای بهبود و ارتقای آن‌ها بوده است؛ زیرا قابلیت اطمینان و قابلیت دسترسی با نرخ خرابی رابطه‌ی معکوس دارند و هرچه قابلیت اطمینان و قابلیت دسترسی بیشتر باشد، نرخ خرابی کمتر می‌شود. سیستم توزیع انرژی الکتریکی یکی از اصلی‌ترین سیستم‌های شناور است که وظیفه‌ی تأمین انرژی الکتریکی کل شناور و مصرف‌کنندگان انرژی نظیر سیستم‌های رانش، فرماندهی و مراقبت و سیستم‌های فرعی را بر عهده دارد. تابلوهای توزیع یکی از اجزای اصلی سیستم توزیع انرژی الکتریکی هستند. لذا در پژوهش حاضر، یک مدل دوهدفه برای بهینه‌سازی قابلیت دسترسی و هزینه‌ها در سیستم توزیع انرژی الکتریکی شناور با افزونگی مختلط طراحی شده است. به این منظور، ابتدا شبیه‌سازی رفتار سیستم با استفاده از زنجیره‌ی مارکوف و توزیع فاز-نوع صورت گرفته و مسئله با حالت اشتراک‌گذاری بار بررسی گردیده است. بدین ترتیب، خرابی یک قطعه بر نرخ خرابی سایر قطعات زیرسیستم تأثیر گذاشته و باعث افزایش نرخ خرابی می‌شود. یک تعمیرکار نیز برای تعمیر قطعات خراب در نظر گرفته شده و نوعی سیاست نگهداشت و مرخصی برای وی به‌منظور تعمیر قطعات خراب لحاظ گردیده است. برای حل مسئله از الگوریتم‌های فراابتکاری NSGA-II و MOAHA با استراتژی افزونگی مختلط استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش، بهترین ترکیب نوع و تعداد تابلوهای توزیع انرژی الکتریکی در هر زیرسیستم از سیستم توزیع انرژی الکتریکی شناور را با در نظر گرفتن تأثیر اشتراک‌گذاری بار مشخص کرده است؛ به‌گونه‌ای که نتایج حاصل منجر به افزایش قابلیت دسترسی و کاهش هزینه‌ها در سیستم توزیع انرژی الکتریکی شناور گردیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تبعیض مدیریتی و شفافیت تصمیم‌گیری مبتنی بر سیستم‌های هوشمند و داده‌محور بر فرسودگی شغلی کارکنان</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_738482.html</link>
      <description>گسترش رفتارهای تبعیض‌آمیز مدیریتی و فقدان شفافیت در فرآیندهای تصمیم‌گیری، از مهم‌ترین چالش‌های مدیریت منابع انسانی در سازمان‌ها به شمار می‌آیند. تصمیم‌گیری‌های سلیقه‌ای، نابرابری در تخصیص فرصت‌های شغلی و ارتقای غیرشفاف می‌توانند موجب کاهش اعتماد سازمانی، تضعیف انگیزش کارکنان و افزایش فرسودگی شغلی شوند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر رفتارهای تبعیض‌آمیز مدیریتی و شفافیت تصمیم‌گیری مبتنی بر سیستم‌های هوشمند و داده‌محور بر فرسودگی شغلی کارکنان دانشگاه گناباد انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش، توصیفی-همبستگی با رویکرد کمی است. جامعه آماری پژوهش را 109 نفر از کارکنان تشکیل دادند که با استفاده از روش سرشماری، پرسشنامه بین تمامی اعضای جامعه توزیع شد. در نهایت، 103 پرسشنامه جمع‌آوری و مورد تحلیل قرار گرفت. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه استاندارد با طیف لیکرت، مشتمل بر سه سازه رفتارهای تبعیض‌آمیز مدیریتی، شفافیت تصمیم‌گیری مبتنی بر سیستم‌های هوشمند و داده‌محور و فرسودگی شغلی کارکنان بود. روایی پرسشنامه از طریق نظرخواهی از اساتید و پژوهشگران حوزه منابع انسانی و رفتار سازمانی تأیید گردید. همچنین داده‌ها با استفاده از روش بوت‌استرپینگ و مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزارهای SPSS وSmart PLS 3 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که رفتارهای تبعیض‌آمیز مدیریتی با ضریب تأثیر 544/0، تأثیر مثبت و معناداری بر فرسودگی شغلی کارکنان دارد. همچنین، شفافیت تصمیم‌گیری مبتنی بر سیستم‌های هوشمند و داده‌محور با ضریب تأثیر 415/0-، تأثیر منفی و معناداری بر فرسودگی شغلی کارکنان نشان داد. بر این اساس، کاهش رفتارهای تبعیض‌آمیز مدیریتی و تقویت شفافیت در تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر داده و فناوری‌های هوشمند می‌تواند نقش مؤثری در کاهش فرسودگی شغلی کارکنان ایفا نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت‌بندی شاخص‌های شایستگی نیروی انسانی به‌منظور ارتقای بهره‌وری نظام نظارت، ارزیابی و تضمین کیفیت آموزش عالی</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_738616.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، اولویت‌بندی شایستگی‌های نیروی انسانی به‌منظور ارتقای بهره‌وری در نظام نظارت، ارزیابی و تضمین کیفیت آموزش عالی است؛ نظامی که نقش اساسی در ارتقای کیفیت و کارآمدی دانشگاه‌ها ایفا می‌کند، اما در سال‌های اخیر با چالش‌هایی نظیر ضعف در تحلیل داده‌ها، تفاوت در سطح شایستگی ارزیابان و موارد مشابه مواجه بوده است. برای پاسخ به این مسئله، پژوهش حاضر با رویکرد اکتشافی و به روش کیفی در دو مرحله انجام شد. ابتدا مرور نظام‌مند مطالعات داخلی و خارجی مرتبط با شایستگی منابع انسانی طی بازه ۱۵ ساله صورت گرفت و سپس مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با خبرگان نظام نظارت و ارزیابی انجام شد. داده‌های گردآوری‌شده پس از استخراج شایستگی‌ها و اعتبارسنجی آن‌ها، با بهره‌گیری از روش تحلیل اهمیت-عملکرد (IPA) به‌منظور تعیین وضعیت موجود و سطح اهمیت هر شایستگی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که شایستگی‌های &amp;amp;laquo;دقت و هوشیاری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توانایی نگارش و ارائه گزارش ساختارمند&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;صداقت و درستکاری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مسئولیت‌پذیری و پاسخ‌گویی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رفتار سازمانی و اخلاق حرفه‌ای&amp;amp;raquo; دارای بیشترین اهمیت هستند و شایستگی‌هایی نظیر &amp;amp;laquo;مشورت‌پذیری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مهارت نفوذ&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مدیریت زمان&amp;amp;raquo; دارای کمترین اهمیت در بهبود بهره‌وری نظام نظارت و ارزیابی می‌باشند. یافته‌ها حاکی از آن است که نظارت و ارزیابی در آموزش عالی بیش از هر چیز بر دقت، تحلیل‌گری، مستندسازی و اخلاق‌مداری استوار است. از این‌رو، هر برنامه‌ریزی آموزشی و توسعه حرفه‌ای باید این شایستگی‌ها را در اولویت تقویت قرار دهد. این رهیافت می‌تواند بستری برای بهبود عملکرد و ارتقای کیفیت کل نظام نظارت و ارزیابی کشور فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>یک مدل تصمیم‌گیری مبتنی بر سناریو برای مسئله انتخاب تأمین‌کننده سبز و چابک در بستر انقلاب صنعتی چهارم با در نظر گرفتن شرایط بحران‌: مطالعه موردی سیستم‌های‌ سلامت</title>
      <link>https://systems.eyc.ac.ir/article_738735.html</link>
      <description>انتخاب تأمین‌کننده در سیستم‌های سلامت، به‌ویژه در شرایط بحرانی نظیر جنگ، تحریم‌های اقتصادی و همه‌گیری‌ها، از حساسیت و پیچیدگی بالایی برخوردار است؛ چراکه هرگونه اختلال در تأمین تجهیزات حیاتی نظیر دستگاه‌های دیالیز می‌تواند مستقیماً بر کیفیت خدمات درمانی و ایمنی بیماران تأثیر بگذارد. با ظهور انقلاب صنعتی چهارم و گسترش فناوری‌های دیجیتال، معیارهای مرتبط با دیجیتالی‌سازی و هوشمندسازی به ابعاد مهمی در ارزیابی تأمین‌کنندگان تبدیل شده‌اند. با این حال، پژوهش‌های اندکی به انتخاب تأمین‌کننده با رویکرد تلفیقی سبز، چابک و مبتنی بر انقلاب صنعتی چهارم در شرایط عدم‌قطعیت پرداخته‌اند. در این پژوهش، یک مدل تصمیم‌گیری تصادفی برای انتخاب تأمین‌کننده تجهیزات پزشکی با در نظر گرفتن همزمان ابعاد سبز بودن، چابکی و انقلاب صنعتی چهارم تحت سه سناریوی بدبینانه، محتمل و خوش‌بینانه ارائه شده است. بدین منظور، ابتدا وزن معیارها با استفاده از روش بهترین-بدترین تصادفی محاسبه و سپس تأمین‌کنندگان با روش تاپسیس تصادفی رتبه‌بندی شده‌اند. نتایج وزن‌دهی نشان داد که معیارهای کیفیت، سطح سرویس و استواری بیشترین اولویت را در شرایط بحرانی دارند. همچنین، رتبه‌بندی تأمین‌کنندگان بیانگر برتری تأمین‌کننده اول در نظر گرفته شده بود. مقایسه نتایج با روش‌های ویکور تصادفی و کوپراس تصادفی، همگرایی بالا و استواری رویکرد پیشنهادی را تأیید کرد. یافته‌های این پژوهش می‌تواند راهنمای عملی برای مدیران حوزه سلامت در طراحی استراتژی‌های ارزیابی و انتخاب تأمین‌کنندگان مقاوم و چابک در مواجهه با بحران‌ها باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
